تبليغاتX
musicpaveh - نگاهي به موسيقي اورامان

آدرس جديد وبلاگ : shmshal.blogfa.com

 

نگاهي به موسيقي اورامان

مهاباد 58 - 6/5/2007

و درآمدي بر ترانه باستاني سياه چمانه يحيي صمدي
بدون شك بايد قبول كرد سخن گفتن در مورد پيشينه فرهنگي هر ملتي بدون در نظر گرفتن اساس ادبيات عاميانه آن ملت امكان پذير نيست. و اين فرهنگ فولكلوريك آن ملت است كه راه را براي شناسايي ساير اجزا فرهنگي همواره ميكند. ادبيات شفاهي، فولكلوريك است كه ما را همچو راهنمايي مطمئن به اعماق فرهنگ، تاريخ ادبيات، تمدن و... هر قوم و ملتي سوق ميدهد.
فولكلور عبارت است از: مجموعه عقايد و افسانه ها و آداب و رسوم توده مردم، نمايشنامه ها، ترانه هاي سنتي و محلي و...
آثار فولكلوريك هر قوم و ملتي آيينه روشني است كه چهره حقيقي و عناصر زندگي مردم را مينماياند.
ماكسيم گورگي ميگويد:« فولكلور پايه و اساس ادبيات و پشتوانه عظيمي است براي شاعران و نويسندگان و اضافه ميكند. اگر ما شناخت درستي از گذشته داشته باشيم آينده اي درخشان خواهيم داشت.»
بعضي از عناصر موسيقي ما بخشي از فولكلور را تشكيل ميدهند چرا كه موسيقي كردي، موسيقي بسيار وسيع و پر قدرتي است كه ميتوان آن را يك موسيقي مدرن معرفي كرد، اين موسيقي بر چهار نوع تقسيم ميشود؛ نوع اول: موسيقي محلي است كه هر سال يكي از ترانه هايش گل ميكند و بيشتر خوانندگان آن هم از شهرها سر بر ميآورند و نوع دوم آن: موسيقي فولكلوريك است كه همراه با مراسم خاص اجرا ميشود و نوع سوم: موسيقي بيت خواني است و بيت يك قسم ادبيات گونه مكري است و عبارت است از سلسله منظومه هاي حماسي شورانگيز عاميانه كردي كه به صورت نظم و نثر نوشته شده و بيت خواني تقريباً مانند شاهنامه خواني است و چون اپرا در آن كلام كمتري به كار ميرود و حالت آوازي آن بيشتر است و نوع چهارم: ترانه سياه چمانه يا آهنگ عشقي و غمناك نوع ديگر اين موسيقي است كه از صداهاي مختلف خواننده استفاده ميكنند و «صداي گلو» و «صداي سر» و در عين حال هر سه صداي مختلف را در آن ملودي به كار ميبرند و اين باعث شگفت است، چرا كه حتي خواننده هاي اپرا هم نميتوانند همانند خواننده هاي كردي از هر سه صدا استفاده كنند.
در كردستان نمونه هاي گوناگوني از موسيقي محلي وجود دارد كه هر كدام بنا به كيفيات جغرافيايي و قومي و مختصات گوناگوني دارند و اين گونه موسيقي وابسته به عصر باستان است؛ زيرا كردستان به علت كوه هاي بلند و صعب العبور و دره هاي عميق محفوظ مانده است و ا ز تاثيرپذيري عوامل بيگانه جلوگيري شده است و هنوز در زبان كردي اشعار و ترانه هايي وجود دارد كه در ستايش آشوزرتشت و آتشكده هاي كردستان است و من بر آن شدم ( جدا از توصيف فوق در مورد موسيقي كردي) گوشه اي از دنياي پهناور يكي از موسيقي هاي باستاني اورامان، ترانه سياه چمانه را بازگو نمايم.
اورامان منطقه اي كوهستاني است كه از طرف شرق به شهر سنندج و از جانب غرب به ناحيه شهرزور در كردستان عراق و از شمال به شهر مريوان و از جانب شرق به جوانرود محدود است. اورمان به دو ناحيه كلي تقسيم ميشود. اورامان لهون كه بر دامنه غربي كوه شاهو در رشته كوه هاي زاگرس واقع شده است و اورامان تخت به ناحيه ژاورود كه دامنه شرقي كوه شاهو را در برميگيرد. به عبارتي كوه شاهو، اورامان را به دو ناحيه لهون و اورامان تخت تقسيم ميكند.
شهرستان پاوه و بخش هاي نوسود، روستاي كيمنه در استان كرمانشاه متعلق به اورامان لهون و روستاهاي اورامان تخت، دزلي، بندول، اسپريز و.. در ناحيه اورامان تخت هستند. بخش شرق ناحيه اورامان تخت كه به شهر سنندج منتهي ميگردد، ژاورود ناميده ميشود.
اورامان تخت و ژاورود در استان كردستان قرار دارند. بخشي از اورامان لهون در خاك عراق واقع شده است كه شمال، حلبچه، ته ويله و بياره در ناحيه شهرزور ميشوند. در حدود 5/4 خاك اورامان در ايران واقع است.
اورامان سرزميني باستاني، داراي فرهنگي غني، هنري پربار و... ميباشد قسمتي از اين هنر و تمدن باستاني موسيقي است. مهمترين سند درباره موسيقي اورامان كتاب المعجم في معايير اشعار العجم تاليف شمس قيس رازي ( سده هفتم هجري) است كه ميگويد: خوشترين اوزن فهلوياتست كه ملحونات آن را اورامنان ميخوانند.
اهل دانش ملحونات اين وزنه را ترانه نام كردند و شعر مجرد آن را دو بيني خوانند. طبق گفته قتيس رازي فهلويات يعني اشعاري را كه با آواز خوانده ميشده است لحن اورامن، يا اورامنان گفته اند.
عناوين متفاوت آوازها در دو منطقه كردستان، مفاهيم سياه چمانه ده ره يي، گوشي، چهپله، به زم، اختصاص به موسيقي اورامان را دارند. موسيقي اورامان مطلقاً آوازي است، برعكس در ديگر مناطق، اجراي ساز ضربي يا ملوديك در همراهي با آواز و يا اجراي سازي به تنهايي و بدون آواز رايج است. ملودهاي رايج در موسيقي اورامان هر يك به مراسم و شرايط مختلف نشان ميدهد گوياي مدرن بودن موسيقي اورامان نيز ميباشد اين مفاهيم بدين قرارند. سياه چمانه ده ره يي (ده ره يانه) شيخانه، گوشي.
آوازهاي مراسم عروسي در اورامان عبارتند از 1ـ ياران ياران 2ـ گه ران 3ـ چه پله، اما سياه چمانه مهمترين آواز در موسيقي اورامان است.
اين آواز در نزد مردم اورامان جايگاه والايي دارد و آن را از كهنترين ميراث فرهنگي خويش محسوب مي نمايند.
سياه چمانه اين نواي معروف ملي و سنتي كرد كه مخصوص اورامانات است در ريتم به شيوه هوره مي باشد و خود اورامان نام آهنگي باستاني است ساخته باربد آهنگ ساز مشهور دوره ايران باستان.
سياه چمانه كه 3740 سال پيش براي ستايش و راز و نياز با زرتشت پيامبر، تولد و جان گرفته است. بعد از 2320 بار خواندن و زنده كردن در زير بادي سياه گم شده است.
سياه چمانه مثل ديگر فرمها از اشعاري فولكلوريك مايه ميگيرد. ولي بر خلاف حيران و لاوك مفاهيمي كوتاه و مقطع دارند. هر بيت شعر مستقلاً مفهوم واحدي دارد. از ويژگيهاي سياه چمانه كشش صدا و تراكم امواج صوتي در حنجره و امتداد آن است كه ميتوان آن را نشانه روح استقامت و پايداري و تداوم در برابر جلوه هاي سخت زندگي در كوهستان زيباي منطقه دانست.
موسيقي اورامان با ملودي هاي افسرده و اشعار حزينش راز هزاران سال اندوه را درون خود دارد. رازي كه از دياري كهن، سرزميني باستاني به نام اورامان و ملتي رنجديده و زحمتكش به نام اورامي (هه ورامي) سخن مي گويد سياه چمانه اورامان را بايد همانند تاريخ قديمي و باستاني و ريشه فرهنگ و هنر غني كرد نگاه كرد. ريشه و تمدني چهار هزار ساله كه ميتواند هنر باستاني و غني كرد را به تمام جهان بنماياند و هنر اين ملت را بر حال و آينده نشان بدهد.
سياه چمانه كه توسط «يوسف ياسكه» گرد و غبار مانده بر وري آن پاك شده و همانند يك گوشواره طلايي بر گوش تاريخ كرد آويز شده است. اين پيشينه موسيقاي اهورايي بعد از «يوسف ياسكه» تنها «عثمان اورامي» است كه آن را مجدداً زنده كرده و همانند يك باغبان از اين باغ رنگين محافظت كرده و ميوه هاي شيرين از آن چيده است.
سياه چه مانه تركيب دو واژه «سياو» و « چه م» و پسوند «انه» است. سياو به همان معناي «سياه» در زبان فارسي مي باشد و «چه م» معناهاي گوناگوني همچون چشم، رودخانه، بيشه كنار رودخانه، خه م و خميده دارد. اگر پاره دوم واژه سياوچه مانه را «چه مان »+ «ه» نسبت در نظر بگيريم «خم شدن» معنا مي دهد. بنابراين عنوان اين آوا مي توان سياه چشم، رودخانه سياه و يا خم شدن سياه (خميده ناشي از غم و اندوه) معني كرد. رابطه آن با آواز به درستي معلوم نيست. مضمون متن سياه چمانه را معمولاً وصف طبيعت و غم هجران و فراق تشكيل ميدهد. سياه چمانه داراي متر آزاد است.
امروز در مراسم خاص اجرا نمي شود مي تواند در شرايط گوناگون اجرا گردد. در مورد واژه سياو چه مانه و خاستگاه آن نظرات متفاوتي ارائه شده است.
از جمله سياه چمانه را «جامه سياه» معني كرده اند يعني پاره دوم آن را «جه مان + ه نسبت» فرض كرده اند و همان معناي «جامه» در زبان فارسي را از آن استنباط كرده اند.
يكي از خوانندگان اين نوا وجه تسميه سياه چمانه را به اين آواز چنين نقل كرده است كه آن چنان كه روايت شده است. سياه چمانه را اولين بار در حضور پير شاليار ( كه به روايتي از مغان زرتشتي بوده) اجرا شده است. وي در هنگام اجرا احتمالاً جامه سياه به تن داشته و يا دستار وي سياه رنگ بوده است. همچنين آن را آوازي در وصف سياه چشمان دانسته اند؛ زيرا معني سياه چشم نيز مي دهد. احتمالاً سياه چمانه را بتوان به معناي خم شدن، چنبر زدن به دليل سوگواري معنا كرد. همچنان كه مراسم «چه مه ر» چنين مفهومي را دارا است. در لرستان مراسمي به نام چه مه ر برگزار مي شود كه مراسم آئيني سوگواري است ملودي كه با دهل و سرنا در اين مراسم نواخته مي شود «چه مه رانه» يا « چه مه ريانه» ناميده مي شود.
همجواري دو منطقه لرستان و اورامان و تشابه عنوان سياوچه مانه و چه مه ر در تكرار واژه چه م در هر دو با توجه با آنچه گفته شد احتمالاً ارتباط آنها را به هم قوت مي بخشد.
با توجه به لحن اندوهگين و خصوصيات ملودي آواز سياوچه مانه و تقدس احترام آن در نزد مردم اورامان اين آواز را احتمالاً مرتبط با مراسم آئيني، مذهبي ميكند كه به تدريج فراموش شده است.
در حال حاضر سياه چمانه انواع زياد دارد و به انواع مختلف هم خوانده ميشود به عنوان مثال سياه چمانه عروس آوردن كه به نام باده باده مي باشد. و آوازي مخصوص به خود دارد.
سياه چمانه عروسي (شادي) كه يك نوع تير و آواز است و به آن گفته ميشود به زم و گيلاي كه آوازش نوعي خواندن مردمي است، براي به استقبال رفتن و شروع كردن شادي و عروسي.
سياه چمانه چه مه ريي و شيون و زاري، كه اين نوع آوازي بخصوص دارد و مردم را براي شيون و زاري كردن دعوت مي كند (قورپيوان)
نوعي ديگر از سياه چمانه، سياه چمانه سحريست، كه اين نوع هم آوازي بخصوص دارد و مردم را از خواب بيدار مي كند و آگاه كردن و خبردار كردن مردم و دعوت كردن آنها براي كار و تلاش، روزكاري تازه در يك زندگي تازه.
سياه چمانه شيخانه، اين هم نوعي آواز دارد براي مجالس عرفاني، سياه چمانه آمدن بهار از انواعي ديگر مانند سياه چمانه مرثيه خواندن، سياه چمانه شروع كردن جنگ، سياه چمانه خورشيدگرفتگي و ماه گرفتگي و...
از خوانندگان مشهور اين نوا «عثمان اورامي» است كه متاسفانه اكنون خاموش است و سالهاست مردم در اورامانات در آرزوي شنيدن صدايش در رنج هستند و از ديگر خوانندگان اين نواي باستاني مي توان به 1ـ محمدحسين كيمنه يي 2ـ جميل نوسودي 3ـ فتح الله اميني 4ـ عمر باينگاني و... اشاره كرد.
آري سياه چمانه خود از رنج و درد ملتي سخن مي گويد، از مردمي و سرزميني كه داراي تمدني با ارزش و تاريخي، فرهنگي غني و آداب و رسومي ويژه و زيبا وصف ناشدني دارند. سياه چمانه اورامان خود گوياي حقيقتي است كه ميخواهند آن را ناديده بگيرند؛ اما با وجود هزاران سال نه سياه چمانه، بلكه خود اورامان نيز زنده است و با تمدنش پايدار مانده و خواهد ماند و ما هر چه از اورامان، از تمدنش، از موسيقيش و از داشتهاي آن بگوييم، كم گفته ايم و هر چه از اورامان و موسيقي بگوييم و بنويسيم، همچون نگرش يك دلداده به دلدار است و چنين گفتاري را پايان پذير نيست.
منابع:
1ـ مصذووي مؤسيقاي كوردي،محةممةد حةمةباقي.
2ـ تاريخ موسيقي كردي ، دكتر صديق صفي زاده.
3ـ كتاب اورامان، عباس كمندي.
4ـ پژوهشي درباره ترانه هاي كوردي، فاروي صفي زاده.
5ـ طؤظاري أامان، شماره 44 و 45.
6ـ فصلنامه فرهنگ كردستان.
7ـ فصلنامه زريبار.
 سه‌رچاوه‌ : گۆڤاری مه‌هاباد

برگرفته از سایت هه ورامان ئانلاین

+ نوشته شده در  دوشنبه ششم خرداد 1387ساعت 15:20  توسط یاسر خالدی زاد  |