تبليغاتX
musicpaveh - مصاحبه ای با استاد محمد جلیل عندلیبی نوازنده وآهنگساز

آدرس جديد وبلاگ : shmshal.blogfa.com

منتظرش هستیم ، بی تابانه ایستاده ایم تا مگر کلاس صدا سازی اش تمام شود .اما پیش از او عکس ها و پوسترهای آرمیده بر دیوار به پیشبازمان می آیند ؛ عکس هایی که یادگار سال ها حضور او در عرصه موسیقی ملی ایرانی و کردی است . نخستین دیدار همیشه آکنده از حرف های ناگفته ای است ، حرف هایی از جنس شوق و شعف . . .

در کنار دست استاد آموختن از نقطه های عطف زندگی ما بود که توانسته بودیم رضایت خاطرش را برای حضور در کلاس هایش بدست بیاوریم .

سعی کردیم تا جلسه های کلاس را محدود به آنچه رسماً می گذرد نکنیم ، بلکه می خواستیم تا حرف های دلش را ــ  حرف هایی که هر استادی دوست دارد شاگردش از او بپرسد ــ  جویا شویم . مصاحبه زیر حاصل همین گفت و شنود هاست ، که در دو قسمت تنظیم شده است ؛ قسمت اول را در این پُِست می خوانید و بخش دوم را که در مورد موسیقی عرفانی ــ تخصص استاد ــ است ، در پُست آینده خواهید خواند.

 

 

مصاحبه با استاد محمد جلیل عندلیبی  نوازنده و آهنگ ساز  

کاری از پیمان حسن زاده  وشعیب خالدی زاد                                                                                      

   

1-همان طور که می دانید اورامان سرشاراز شعرها وملودی های زیبای اورامی می باشد ومدتهاست که خوانندگان وسرایندگان ملودی ها ی اورامی  در عرصه ی آواز ومقام این دیار مشغول فعالیت بوده اند اماتا به حال تغییر خاصی در گویشها یا سرایش ملودی ها ی آنهادیده نشده است. به نظر شما ملودی های اورامی قابلیت تطبیق با موسیقی را ندارند یا کم کاری دراین زمینه صورت گرفته است؟

من بکرترین ودست نخورده ترین موسیقی را ازآن اورامان می دانم شاید به دلیل این باشد که منطقه ای صعب العبور است واز نظر اقتصادی نیز خودکفا می باشد. مادر زمانی هستیم که مرزها توسط رسانه ها واینترنت و... شکسته شده است وهمیشه ناراحت این هستم که موسیقیهای ملل مختلف با هم آمیخته شده است اما خوشبختانه تا به امروز دیار اورامان از این فاجعه مصون مانده است ووظیفه ی شما عزیزان وتمام اهالی موسیقی اورامان است .که این بکرماندن تحریر ها وگویشها وسرایش ها را محفوظ نگه دارید .پس موسیقی اورامان جای پیشرفت خود رابازگذاشته وبه جرأت می توان گفت که کامل ترین  موسیقی حداقل شرق خاورمیانه می باشدکه حتی درجنگهاوحملات عربها-فارس هاوترکهاهیچ گونه آسیبی به فرهنگ وهنر آن وارد نشد ه است .

 

2-مادرچندسال اخیرشاهدحضورخواننده هایی بودایم که موسیقی ملل مختلف رابرای اورتورملودیهای اورامی به کارگرفته اند.به طورمثال اجرای ملودیهای اورامی باموسیقی مختص هندوپاکستان وعربی وترکی . به نظرشما این موضوع می تواندباعث پیشرفت وتوسعه موسیقی در اورامان باشد؟

این که موسیقی ملل مختلف وارد موسیقی ملتی شودنه تنهاباعث پیشرفت نیست بلکه بسیارخطرناک میباشدو می تواند موسیقی آن ملت راازبین ببرد. ماازطریق مختلف می توانیم به موسیقی خود خدمت کنیم.مثلااز طریق موسقیدانهای تحصیل کرده. کافیست که یک تم خوب وکوچک سیاچمانه اورامان راگسترش داده وباارکستراسیونی مناسب داخل سنفونی کرده ودرردیف موسیقی ملی قراردهند.پس وقتی که موسیقی منطقه ای دیگرراواردموسیقی خودکردیم به مرور آن را ازدست رفته یاتحت تاثیر موسیقی بیگانه خواهیم دید .ودر این میان  تنهاخودمان هستیم که  میتوانیم باعث پیشرفت موسیقیمان شویم.

هرموسیقی باید کار شناسی شود وآهنگی راکه مامی خواهیم برگردان نماییم مانند آهنگ های ترکی -فارسی  وعربی ممکن است درظاهرخوب باشندامااین آهنگ ها مصرفی می باشندومی توانندآفت وخوره خطرناکی برای موسیقی اورامان باشد.

سوال:کلمه کارشناسی که شمابه آن اشاره کردید معضل بزرگی است که ما در اورامان به ندرت از کارشناسان خبره برخورداریم که قطعا ما نیز چشم انتظار کمک ها وراهنمای های شماهستیم آیا وعده ی این کار رابه ماخواهید داد؟

بنده درخدمت شماهستم.خوشبختانه درحال حاضرکه شما راه به این دوری رابرای این مقوله پیموده اید درحال نجات موسیقی اورامان ازخطرآلوده شدن می باشید وبرای اولین باراست که دو جوان آگاه وبااستعداد بافردی مثل من که می دانم مشکل برای شماگیرآمده ام. بااین همه مشکلات  می گویم  که خاک پای همه ی هنرمندان هستم .من این آگاهی رابه شما می دهم(آگاه باشید که هرموسیقی راوارد فرهنگ خودنکنید از این نظرکه درحال پیشرفت کردن هستید)

 

3-این که هر منطقه وملتی درساختار موسیقی خود ساز بندی بخصوصی دارد برکسی پوشیده نیسست.مثلادرایران تار-سه تار –سنتورونی حتئ کمانچه معمولا اسکلت کارهای ایرانی می باشند .درمنطقه کردهای  بادنیان وحتی خود ترکهاآلات دیوان ونرم نی ودرموسیقی عربی سازهای کوبه ای وعودوقانون ودراروپاوبرخی کشورهای قاره آمریکا ویلون وگیتار درقاره آفریقا جاز اسکلت اصلی موسیقی ان ملتهامی باشند.دیاراورامان نیزخودراصاحب سازهای (تنبوروشمشال)میداند.سوال این است که آیا می توان این سازها رادرموسیقی اورامان همراه باسازبندی های بخصوص این منطقه وکردستان به عنوان یک موسیقی مختص به اورامانات به کارگرفت؟

آنچه راکه می توان مختص یک منطقه دانست  ادبیات آن است وشعروآهنگی که درست می شود باید دارای ادبیاتی زیباوقوی باشد.وقتی به بررسی موسیقی اورامان میپردازیم ابتدا ازکلام وشعر استادانی چون مولوی ولهجه وبیان خوانندگان و اساتیدی چون( عثمان ومحمد حسین وشفیع کیمنه ای)شروع می کنیم وسپس باید بدانیم خصوصیات موسیقی منطقه اورامان چیست به عنوان مثال  بعضی ملودیها هستند که دستگاه مشخصی ندارند وباید کارشناسی شده وآن گاه موسیقی اورامان را شناخت پس بایدبه کلام ولهجه وادبیات که اصلی ترین رکن موسیقی هستند توجه بسیاری کردوآنگاه دستگاه ها ودانگ ها رامشخص کرد .

 

4-ملودی های اورامان بسیارند.سیاچمانه–هوره –ورده بزم –چپی نرم(خاو ) چپی شاد ودره ای ازان جمله اند .

تمامی این ملودی ها به طور سینه به سینه والبته بازحمات اساتیدی مانند ماموستا عوسمان هورامی و...  ماندگارمانده اند حال چگونه این فرهنگ وهنر می تواند ضمن اینکه پابرجا مانده گسترش نیزپیداکند ؟                                                                                       

بنده دررساله پایان نامه تحصیلی ام درمورد آوا نگاری  وموسیقی عرفانی کل منطقه تحقیق نموده ام واز این روبا موسیقی اورامان شناخت پیدانموده ام. برای حفظ وهمچنین گسترش ملودی های اورامی باید به چند نکته مهم توجه کرد .  

 

 

 1- همه ی این ملودیها باید پس از جمع اوری درآرشیوومجتمع خاصی نگهداری و ثبت شوند 2- ملودیهارا باید آوا نگاری کرد 3- با استفاده ازافرادمتخصص و موزیسینهای با تجربه وکارآمد آن را گسترش داد.

 

5- درمیان خوانندگان قدیم وحال حاضردر بین تمامی کردهاچه کسانی رامیتوانیدنام ببریدکه تا ثیری مثبت بر کمییت وکیفیت موسیقی کردی داشته اند؟

دراورامان می شود ازاساتیدی چون عوسمان وشفیع کیمنه ای یادکرد درکردستان ایران نیز محمدماملی-حسن زیرک-خلیل صدیقی وبخصوص سیدعلی اصغر کردستانی ازصداهای ماندگارنددلیل آنهم این است که هم سبک وهم صدایشان مختص کردستان بوده است وهم اثری ازموسیقی فارسی  ترکی وعربی  درصدایشان وجود نداشته است .

درسایرمناطق کردنشین نیزاستادان علی مردان وطاهرتوفیق بسیارتوانا وموفق ظاهرشدندبه این دلیل که  به غیرازشناخت از موسیقی خود ,درمدت زمان حضورشان درایران با موسیقی  ایران نیزآشنایی پیدا کردند.خیلی های دیگربودندکه اثرهای جاودانه ای برجای گذاشتندمانندصالح دیلان-  کریم کابان- احمدشمال- شمال صایب- فواد احمد- عارف جزراوی- احمدشیخو- تحسین طاهابودند کسانی دیگر بودندکه خدمات موثری به موسیقی کردی نمودندکه متاسفانه اکنون حضورذهن ندارم.    

درمیان خوانندگان حال حاضرنیزمن عباس کمندی- عزیز شاهرخ- ناصررزازی- عدنان کریم- بهجت یحیی وشوان پرور راموفق می بینم . عزیز شاهرخ چون ادامه دهنده ی سبکهای سید علی اصغرو طاهر توفیق بوده است وعباس کمندی نیزبا خلق ریتمهای زیباوچپی های شادتاثیر گذار بوده اندواین را بگو یم که اگردرموسیقی کردی فردی دیگرهمانندعباس کمندی داشتیم  خیلی خوب می شدوبنده درمیان خوانندگان امروزکسی دیگررانمی توانم تایید کنم چون د نباله رویک موسیقی مصرفی می باشند وبیشترمقلد  هستندونمی خواهم الگوی دیگران شوند.

 

6- مردم بخصوص اهالی موسیقی بدلیل تلاشهای شما وبرادرانتان- کامکارها- یوسف زمانیها- پورناظریها- شهرام ناظری- مجتبی میرزاده وکیهان کلهرو... بخوبی باموسیقی وریتمهاوملودیهای کردی آشنایی پیدا کرده اند. امااین شناخت تنهاازطریق شنیدن اثرهاوآلبومهای شما ودیگر عزیزان بوده است ومردم بخصوص درکردستان ایران  همواره تشنه ی دیدن هنرشماازنزدیک چه به صورت کنسرت وچه درجشنواره هاو....  بوده انداین درحالیست که درتهران و خارج از کشور اینطور نیست.چه دلیلی وجود دارد که شما به این مهم نمی پردازید ؟

من این انتظار مردم را به حق می دانم و انشا الله در آینده ای  نزدیک برای این امر برنامه ریزی خواهد شد.ضمن اینکه این را بگویم که به واقع من و همکارانم دلسرد شده ایم از قانون هایی که در کشور و در بین مردم برای استفاده از آلبوم ها و اثرهای موسیقی وجود دارد.مثلاٌ نبود قانون کپی رایت و حمایت نکردن دولت از جهت فرهنگی.

بنده آمده ام با سرمایه خود آلبوم هایی مانند « دوری- از دست عشق- هی گل» و خیلی های دیگر را منتشر نموده ام و پس از فروش متضرر شده ام.همه زحمت های آهنگ سازی و ظبط و تکثیر از یک طرف و نا آگاهانه کپی رایت نمودن آلبوم ها از طرف دیگر باعث دلسردی ما شده است.همچنین متولیان هنر و موسیقی نیز از وزارت ارشاد گرفته تا صدا و سیما مردم را توجیه نمی کنند که چه هزینه هایی برای تمام کردن یک آلبوم از ظبط صدا تا چاپ کاغذ مصرف می شود و مردم نیز به کپی های غیر قانونی ادامه می دهند.پس نتیجه می گیریم که نبود قانون حمایت از مؤلفین و مصنفین و ندادن ارزش واقعی به هنر موسیقی ما را رنجور نموده است.

 

7- باتوجه به  اینکه شما با ساخت اورتورهای زیبا به خصوص در زمینه ی عرفان خدمات شایانی به فرهنگ و موسیقی کردی و حتی ایران نموده اید،سؤال این است که چرا در طی سال های اخیر خوانندگان و گروه های مختلف موسیقی فارسی را بیشتر از کردی مورد توجه قرار داده اید؟

بنده همیشه گفته ام که موسیقی کردی مادر موسیقی فارسی است و البته که توجه اصلی من به موسیقی فارسی نبوده است.من در این مدت 30 سال فعالیتم با ورود سازهایی مانند دیوان و دف و ریتم های کردی و خانقاهی به موسیقی فارسی به جرأت می توانم بگویم که موسیقی فارسی را کردی نموده ام و الگویی برای سایر موزیسین ها در این زمینه شده ام.آلبوم «شعر و عرفان» شهرام ناظری و آلبوم های «امان از جدایی و بی قرار و شکوفه های جاویدان» گواه این ادعا هستند که بنده یک تم کوچک کردی را گسترش داده و به همه شناسانده ام و حتی در بخش ادبیات نیز از شعر شاعران کرد پارسی گوی به دلیل شناخت مردم ایران از ادبیات غنی کرد استفاده نموده ام.برای نمونه در سال 1365 آلبوم«هی گل» را با شعرهای« حضرت عبدالقادر گیلانی و شیخ عبدالرحمن خالص و ..» با سازهایی مانند دف ودیوان و سه تار به بازار ارائه نموده ام که ضمن فروش میلیونی که داشت،فصل تازه ای در موسیقی ایران که  شامل استفاده از سازها و ریتم های کردی بودآغاز شد.

ما می بینیم کنسرت هایی که امروزه در ایران برپا می شود معمولاٌ یک بخش یا تم  کردی در آن محسوس است در حالی که مخاطب کردی نیز وجود ندارد.همچنین برای استقبال و دعوت مردم خود من شاهد بوده ام که معمولاٌ از ریتم های کردی استفاده می شود.اما متأسفانه مدتی است که  آهنگ هاو کلیپ های مبتذل از ترک ها و عرب ها با اصطلاحی به نام « بیکوردینه»یعنی «کردی شود» وارد موسیقی و فرهنگ کردی شده است  وموقعیت این هنر را به خطر انداخته است.همچنین نوازنده های فارس زبان که در بین کردها می باشند آهنگ های کوچه بازاری و تماماٌ فارسی را به خورد خواننده های کرد می دهند که این است از بین بردن هنر و فرهنگ ملتی به مرور زمان. 

 

منتظر مصاحبه ی دوم ما باشید.

+ نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم تیر 1386ساعت 19:9  توسط یاسر خالدی زاد  |